تبلیغات
شجاع دلان - پاداشهاى عظیم زیارت کربلا
شجاع دلان
پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : حامد حسین زاده

آنچه در زیارت حسین بن على(ع) بسیار چشمگیر است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظیم و محیر العقولى است كه در روایات ائمه، براى آن بیان شده است.

 امام صادق(ع) در روایتى، براى زیارت حسین بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پیامبر و امام عادل بیان مى‏كند.(1) در جاى دیگر، پاداشى همچون اجر شهیدان ( بدر ) را نوید مى‏دهد.(2) و در احادیث بسیارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مى‏شمارد.

در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زیارت حسین برود، با این خصوصیت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(3) و با تعبیرات دیگر، پاداشهایى كمتر و بیشتر نقل شده است.

 راز این همه ثواب چیست؟

مى‏دانیم كه هر عمل،با توجه به اینكه در چه زمانى، در چه مكانى، و در چه شرایطى و از سوى چه كسى و با چه انگیزه و هدفى و با چه میزان رشد و آگاهى و بصیرت، انجام بگیرد، ارزشهاى متفاوت و تاءثیراتى مختلف پیدا مى‏كند.

مرحوم علامه مجلسى،در بیان رمز این اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبیرها در ثواب آن، مى‏گوید:

( ...شایداختلاف این اخبار، در اندازه ارزش و فضیلت و ثواب زیارت را توان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نیز، كم و زیادى ترس در راه زیارت، یا دورى و نزدیكى مسافت و ...حمل كرد.زیرا هر عمل نیكى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و دیگر شرایطى كه موجب كمال یك عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مى‏شود.علاوه بر اینكه در بسیارى از احادیث، امامان، طبق درك و شعور و اندازه ایمان و ظرفیت و گنجایش فكرى طرف، سخن مى‏گفتند...)(4) آنچه مسلم است، زیارت‏كربلا، همیشه آزاده نبوده، بلكه همراه با گرفتاریها و محدودیتهایى بوده است كه موجب دشوارى زیارت مى‏گشته است ولى ائمه، براى همین شرایط هم، تكلیف را ساقط ندانسته و به زیارت حسین(ع) دستور مى‏دادند.


به این قطعه از تاریخ، دقت كنید:

یكى از شیعیان، به‏نام حسین، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل كرده است كه:

در اواخر دوره بنى امیه به قصد زیارت حسین بن على، بیرون آمدم ‏ولى مخفیانه حركت مى‏كردم تا اهل شام، نفهمند، تا اینكه شب فرا رسید و مردم به خواب رفتند.شب، از نیمه گذشته بود كه غسل زیارت كردم و به سوى قبر سیدالشهدا عزیمت كردم.

نزدیكیهاى‏ قبر كه رسیدم، با مردى رو به رو شدم، زیبا روى و خوشبو و سفید چهره، كه به من گفت:

برگرد، الان‏نمى‏توانى زیارت كنى.برگشتم.

اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را دیدم كه گفت:دسترسى پیدا نمى‏كنى.

گفتم:چرا نتوانتم‏ به زیارت فرزند پیامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟من پیاده از كوفه در این شب جمعه به اینجا آمده‏ام.مى‏ترسم كه صبح شود و هوا روشن گردد و نیروهاى مسلح بنى‏امیه مرا بكشد.

گفت:برگرد، فعلا نمى‏شود...چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اكنون به زیارت مشغولند.

برگشتم و صبر كردم تا اینكه سحر د.غسل كردم و نزدیك قبر رفتم و آن مرقد را زیارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شامیان، بسرعت از آنجا برگشتم ).(5)

آیا كسى كه‏در چنین وضعیت مخفیانه، به زیارت قبر مولایش حسین برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى كه ماءمور كنترل و ممانعت از زئران تربت كربلا هستند، زیارت كند، مستحق ثوابى بیشتر نیست؟!


( معاویه بن وهب ) مى‏گوید وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم.در نمازخانه منزلش، به نماز ایستاده بود، صبر كردم تا نمازش تمام شد.دیدم پس از نماز، دست به دعابرداشت و براى زائران قبر حسین بن على دعا كرد، آنانكه با انفاق مال و تلاش بدنى به زیارت مى‏روند، براى پیوند با ائمه و شاد كردن رسول خدا و پاسخگویى به فرمان امامان و خشمگین ساختن دشمنان و راضى كردن خداوند.و چنین دعا كرد:

خدایا، از آنان‏راضى باش، و خود و خانواده‏شان را، شب و روز، نگهدار، و همراهى‏شان كن و از شر هر جبار سركشى و ستمگر، و از گزند شیاطین نهان‏و آشكار در امانشان بدار و نیازهایشان را برآور...خدایا به آنان، بخاطر اینكه از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزیدند، بهترین پاداشها را عطا كن.خدایا!دشمنان ما، این زائران را به خاطر سفر، ملامت كردند ولى این سرزنشها، هرگز پیروان ما را از این زیارت، مانع نگشت.آمدند تا با مخالفان ما مخالفت كرده باشند!خدایا!آن چهره‏ها را كه آفتاب در این راه تغییر داد، رحمت كن، آن صورتهائى را كه بر تربت حسین، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهایى را كه در راه ما اشك ریخت، آن دلهایى‏كه براى ما و تشنگى ما سوخت، آن ناله‏هایى كه براى ما سر داده شد، رحمت كن.

خدایا!من آن بدنها و جانها را تا قیامت، تا هنگام ورود به كوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مى‏سپارم...

امام، همچنان دعا مى‏خواند و سجده مى‏كرد.

پس از فراغت‏از نماز، گفتم:این دعاهایى را كه از شما شنیدم، اگر در حق كسى بود كه خدا را نمى‏شناخت، مى‏پنداشتم كه هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با این دعاهاى شما؟آرزو كردم كه اى كاش به حج نرفته بودم و حسین را زیارت مى‏كردم.

امام فرمود:توبه او بسیار نزدیكى.پس چه چیز مانع از آن مى‏شود كه به زیارتش بروى؟اى معاویه بن وهب!مبادا كه این كار را ترك كنى؟

گفتم:نمى‏پنداشتم‏كه كار، به این ارزش و عظمت مى‏رسد.(6) همین معاویه بن وهب، نقل مى‏كند كه:

امام صادق(ع)به من فرمود، هرگز زیارت حسین(ع) را به خاطر ترس، رها مكن.هر كس زیارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زیارت نكند، حسرت فراوان خواهد دید.اى معاویه!آیا دوست ندارى كه خداوند تو را در میان كسانى ببیند كه پیامبر دعایشان كرده است؟آیا دوست ندارى كه با فرشتگان همدوش باشى و در قیامت، بى گناه به محشر آیى و جزء كسانى باشى كه با پیامبر دست مى‏دهند؟!...(7) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى‏به امیرالمومنین، كه فضیلت زیارت قبر على و فرزندش حسین و تشویق به زیارت آنان را بیان مى‏كند و ثواب اخروى آنرا مى‏گوید، مى‏فرماید:

لیكن عده‏اى پست‏و فرومایه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مى‏كنند، آنچنانكه زن بدكاره را ملامت مى‏كنند، آنان، بدترین افراد امت من مى‏باشند كه هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض كوثر وارد نشوند...)(8)


در سخنى دیگر، پیامبر اسلام، خطاب به حسین، هنگامى كه جاى شمشیر را بر پیكر او مى‏بوسید، فرمود:

تو و پدرت و برادرت، شهید خواهید شد.

حسین، مى‏پرسد:از امت تو، چه كسانى ما را زیارت خواهند كرد؟

پیامبر فرمود:مرا،و پدر و برادرت و خودت را، جز كسانى از امت راستین من، زیارت نمى‏كند.)(9)

در حدیث هم، زیارت ائمه، در ردیف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(10)

زیارت حسین، براى تهیدستان، به جاى زیارت حج محسوب مى‏شود و خداوند، پاداش حج را به آنان مى‏دهد.(11)


یكى از زنان‏شیعه، به نام ( ام سعید احمسیه ) كه اهل عراق بود و براى زیارت قبور شهداى احد، به مدینه مشرف شده بود، در مدینه، به خدمتكار خود گفت:مركبى براى رفتن به مزار شهدا كرایه كن.

آنگاه،تصمیم گرفت تا آماده شدن مركب، به دیدار فرزند پیامبر، حضرت صادق(ع) برود.

در حالى كه دیداروى با امام در منزل آن حضرت، طول كشیده و كرایه‏چى، معطل گشته بود، خدمتكارش آمد و به ( ام احمسیه ) گفت:مركب، آماده است.

امام صادق(ع) پرسید:چه مركب؟كجا مى‏خواهى بروى؟

آن زن،مى‏گوید:گفتم:سر خاك شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود:تعجب از شما مردم عراق است، براى زیارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى‏مى‏كنید ولى ( سیدالشهدا ) را وا مى‏گذارید و به زیارتش نمى‏روید! گفتم:سید الشهدا كیست؟

فرمود:حسین بن على.

گفتم:من زنى بیش نیستم.

امام:باشد!... براى‏كسى مثل تو، مانعى ندارد كه به زیارتش بروى، آنگاه از ثواب عظیم این زیارت، برایم بیان فرمود.)(12) در مورد زیارت شائقانه‏و عاشقانه كه از یور محبت و شیفتگى انجام گیرد، نیز، احادیثى نقل شده است كه به ذكر دو نمونه اكتفا مى‏شود:

 

امام صادق(ع) فرمود:

روز قیامت،یك منادى ندا مى‏دهد:( زائران حسین كجایند؟) جمعى بر مى‏خیزند.به آنان گفته مى‏شود:در زیارت حسین، چه مى‏خواستید و چه اراده كردید؟

مى‏گویند:زیارت‏ما، بخاطر محبت به پیامبر و على و فاطمه بود.

به آنان گفته مى‏شود:اینك،این محمد و على و فاطمه و حسین و حسین! پس به آنان بپیوندید.شما در درجات آنان هستید.به پرچم پیامبر ملحق شوید.

آنگاه،آنان، در سایه سار لواى خاصى كه در دست على بن ابى طالب است قرار مى‏گیرند تا وارد بهشت گردند.(13) محبت، انسان را در دنیا به این دودمان، پیوند میدهد.زیارت محبت آمیز هم، در نهایت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پیوند میدهد.آشنایى انسانها را در این دنیا با دستگاه‏ولایت و خاندان پیامبر عامل جذب به این ( عروه الوثقى ) است كه در آن دنیا هم ( حبل المتین ) نجات و سعادت خواهد شد.


از امام صادق(ع) روایت شده است كه:

خواستار سكونت در بهشت باید زیارت ( مظلوم ) را رها نكند.

مى‏پرسند:مظلوم كیست؟

مى‏فرماید:حسین است.هر كس با شوق به او و محبت به رسول الله‏و فاطمه و على، او را زیارت كند بر سفره‏هاى بهشتى مهمان اهل بیت خواهد بود.(14) تاءكیدى كه امام، روى عنصر ( مظلومیت ) در زیارت سید الشهدادارد، جاى دقت و تامل است و انگیزه حمایت از مظلوم و احیاء یاد او و سپاس از فداكارى انسانى والا در برابر ظالمان را بیان مى‏كند.

ائمه، در صدد تشویق‏مردم به زیارتند.یعنى ایجاد شوق و رغبت و انگیزه و علاقه،و این اشتیاق، در صورتى فراهم مى‏آید كه آثار یك عمل و نتایج یك اقدام، براى شخص، روشن باشد.

در زیارت كربلا، چه پاداشى مى‏تواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟

و چه انگیزه‏اى‏قوى‏تر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب كردن؟و چه نتیجه اى بالاتر از پیوند با اهل بیت، در دنیا و آخرت؟

 

این همه تاكید، چرا؟

علاوه بر پاداش‏زیادتر و تاءكید بیشتر نسبت به زیارت قبر حسین بن على (ع)، از نظر مناسبتهاى زمانى هم آن فوق العادگى، كاملا محسوس است.

همانگونه‏كه شیعیان آن حضرت، در هر مناسبت و مجلس و محفلى - حتى مراسم شادى و جشن هم - از حسین یاد مى‏كنند و یاد او رانمك هر مجلس مى‏دانند، ائمه‏هم نسبت به زیارت او - از دور یا نزدیك - اینگونه اصرار و تاءكید داشته‏اند.

درروایات مربوط به زیارت هم، در هر فرصت و مناسبتى، در تمام ایام‏و فصول سال، در همه حالات سفر و حضر، غم و شادى ، اعیاد و وفیات، شبهاى قدر، مبعث، فطر،نیمه شعبان، غدیر، عاشورا، و ...دستور یه زیارت حسین بن على(ع) داده‏اند.و بیش از همه ائمه و حتى رسول خدا، به زیارت سیدالشهدا تاكید شده است.

اینهابراى چیست؟مى‏توان گفت براى این است كه، عاشوراى حسین و حادثه كربلا، ( سمبل ) است.

همچنانكه مخالفت‏و دشمنى دشمنان هم، بیش او همه، با نام و یاد و مزار مظلوم كربلا بوده است چرا كه كربلا در نظرشان سمبل مقاومت بوده است.

البته بایدبه تاریخ نگاه كرد، تا هم عمق تاءثیر عاشورا را در سرنوشت اسلام‏و مسلمین دریافت، و هم میزان خصومت دشمنان را با این (مزار) و ( تربت )، شناخت.تبلور درخشان خط ائمه، در حركت عاشورا بود و كینه توزى شدید دشمنان حق و اهل بیت هم، در مخالفت با آن حضرت، و اثرات شهادتش انجام مى‏گرفت.حتى سالها بعد از نابودى امویان هم، بخش عظیمى از جامعه، همچنان دچار ضایعات و عوارض و آثار سوء تبلیغات‏و تعلیمات مسمومى بود كه در آن دوره خفقان و در آن ( هزار ماه سیاه ) ایجاد شده بود.

تشویق موكدبه زیارت كربلا، در جهت خنثى كردن و محو نمودن هر چه بیشتر آن ضایعات و سموم بود.

كربلا، از یك سو،سمبل مظلومیت آن پیشوایان عدل بود، و از سویى، مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پیامبر، از اسلام و قرآن، حتى به قیمت جانهاى عزیز و گرانقدرو قتل عامهاى شگفت و هولناك.

توجه و روى‏آوردن به مزار سید الشهدا، در واقع تكرار و یادآورى همه روزه‏و همواره حق و مظلومیت و تكلیف و تعهد بود، تا دلها به آن جهت و آن سو، تمایل پیدا كند و امت اسلام، ( كربلایى ) شود و فكر و ذكر و نشست و برخاست و آغاز و انجام شیعه، همواره ( حسینى ) گردد.

خداوند اگر براى زیارت كربلاى حسین، پاداش هزار حج و عمره مى‏دهد، چون حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسین زنده كرد.حیات اسلام در سایه خون پاك شهیدان كربلا بود.اگر نامى و سخنى از پیامبر و كعبه و قبله و وى و دین و قرآن مانده است، به بركت وجود حسین و خون و شهادت اوست.

اسلام، مدیون‏سید الشهداء است.از اینجاست كه مى‏گوییم:كربلا، همه چیز ماست، چون اساس دین را حفظ كرد.

مگر نه اینكه‏امویان، كمر به هدم اسلام بسته بودند؟! مگر نه اینكه برنامه‏هاى ضد اسلام رجعت طلبان، در راستاى ارزشهاى جاهلى، یكى پس از دیگرى احیا مى‏شد؟مگر نه اینكه آل امیه، اسلام را به بازیچه گرفته بودند و خلافت اسلام را همچون توپى میان خود دست به دست مى‏گرداند؟! مگر نه اینكه حسین بن على فرمود:

در شرایطى كه‏امت اسلامى به والى و زمامدار ناپاك و نالایقى همچون ( یزید ) گرفتار شده است، ( فعلى الاسلام السلام ) باید با اسلام خداحافظى كرد و با دین، بدرود گفت؟! بنابر این، حركت عاشورا، پیش از آنكه یك نهضت شیعى و در جهت احیاى حق آل محمد باشد، یك حركت اسلامى و براى نجات دین خدا بود، كه در آستانه زوال و نیستى قرار داشت.

پس كربلا، تنها مربوط‏به شیعیان نیست، بلكه قبله گاه همه مسلمین است، چرا كه فسق علنى یزید و بدعتها و تحریفها و ستمها و اسلام زدایى‏هاى بنى‏امیه،ازنظر اهل سنت هم مطرود و محكوم است و ایستادن در مقابل آن رجعت فاحش یك عمل ارزشمند!... سخن خود حسین، این بود كه اگر استوارى و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس:اى تیغها بیاییدفر فرق من فرود...ان كان دین محمد لا یستقم الا بقتلى یا سیوف خذینى.

آن همه تاءكید،براى آن است كه حسین، اسلام را زنده كرد و خون او، بقاء دین را بیمه نمود.و .... پیامبر، در وجود حسین، تداوم یافت.

حدیث معروف:

( حسین‏منى و انا من حسین ) شاید یكى از معانى‏اش این باشد كه همچنانكه حسین از من است، من هم از حسینم، یعنى اگر نام من و دینم و كتاب آسمانى‏ام، حیات وابدیت یافته است.به بركت حسین است و من نیز از حسینم.

پس، چون‏كربلاى حسین، مظهر و سمبل و اسوه است، مزار او نیز چنین است و زیارت قبرش هم، بیش از همه مورد سفارش پیشوایان دین است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : حامد حسین زاده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :