تبلیغات
شجاع دلان - عواطف على علیه السلام
شجاع دلان
شنبه 11 شهریور 1391 :: نویسنده : حامد حسین زاده

و الذین معه اشداء على الكفار رحماء بینهم.(سوره فتح آیه 29)

بقاى هر اجتماعى بمحبت و جاذبه افراد وابسته است،محبت و عاطفه در قلب پاك و نفس سلیم پرورش یابد و كسى كه واجد چنین صفات عالیه باشد در فكر دیگران بوده و حتى آسایش آنها را براحتى خود ترجیح میدهد.على علیه السلام مظهر محبت و عاطفه بود او رنج میكشید و كار میكرد و سر انجام مزد كار خود را صرف بیچارگان و درماندگان مى‏نمود.

على علیه السلام براى نیازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگى بود او پدر یتیمان و فریاد رس بیوه زنان و دستگیر درماندگان و یاور ضعیفان بود،در زمان خلافت خود شبها از خانه بیرون میآمد و در تاریكى شب خرما و نان براى مساكین و بیوه زنان مى‏برد و بصورت مرد نا شناس از در خانه آنها آذوقه و پول میداد بدون اینكه كسى بشناسد كه این مرد خیر و نوع پرور كیست؟

على علیه السلام هر كجا یتیمى میدید مانند پدرى مهربان دست نوازش بسر او میكشید و برایش خوراك و پوشاك میداد.آنحضرت روزى در كوچه میرفت زنى را دید كه مشك آب بر دوش گرفته و بخانه مى‏برد و از سنگینى مشك ناراحت بود،على علیه السلام مشك را از زن گرفت و بمنزل وى رسانید و از طرز معیشت زن جویا شد،آنزن بدون اینكه او را بشناسد گفت شوهرم از جانب على بمأموریت جنگى رفت و بشهادت رسید و من از روى ناچارى براى تهیه معاش خود و بچه‏هایم بخدمتگزارى مردم پرداختم.على علیه السلام از شنیدن این سخن خاطر مباركش دیگر گونه شد و شب را با ناراحتى بسر برد چون صبح شد زنبیلى از آرد و خرما برداشت و بخانه آنزن رفت و گفت من همان كسى هستم كه در آوردن مشك آب بتو كمك كردم زن آذوقه را گرفت و از او تشكر نمود و گفت خدا میان من و على حكم كند كه فرزندان من یتیم و بى غذا مانده‏اند على علیه السلام وارد خانه شد و فرمود من براى خدمت تو و كسب ثواب حاضر هستم من كودكان ترا نگه میدارم و تو نان بپز آن زن مشغول پختن نان شد و على علیه السلام هم كودكان یتیم را روى زانوى خود نشانید و در حالیكه اشك از چشمان مباركش فرو میغلطید خرما بدهان آنها میگذاشت و میفرمود اى بچه‏هاى من،اگر على نتوانسته است بكار شما برسد او را حلال كنید كه وى تعمدى نداشته است،چون تنور روشن شد و حرارت آن بصورت مبارك آنجناب رسید پیش خود گفت اى على گرمى آتش را بچش و از حرارت آتش دوزخ بیمناك باش اینست سزاى كسى كه از حال یتیمان و بیوه زنان بى خبر باشد!

در اینموقع زن همسایه وارد شد و حضرت را شناخت و بصاحب خانه گفت واى بر تو این على است كه تو او را بكار وا داشته‏اى!آنزن پیش على علیه السلام شتافت و عرض كرد چقدر زن بیشرم باشم كه چنین گستاخى نموده و امیر المؤمنین را بكار وا داشته‏ام از تقصیر من در گذر .على علیه السلام فرمود ترا در اینكار تقصیرى نیست بلكه وظیفه من است كه باید بكار یتیمان و بیوه زنان رسیدگى كنم (1) .

على علیه السلام در حسن سلوك و رفتار با مردم چنان فروتن و مهربان بود كه حدى بر آن نمیتوان تصور نمود او كریم و نجیب و اصیل و با عاطفه بود و بزرگواریش زبان زد خاص و عام بود و دشمنانش نیز او را بدارا بودن چنین خصال كریمه میستودند.

شهد الانام بفضله حتى العدى‏ 
و الفضل ما شهدت به الاعداء
(2)

معاویه كه از دشمنان سر سخت او بود میگفت اگر من شكست بخورم و على‏بر من دست یابد باكى ندارم زیرا كافى است كه من از او تقاضاى عفو كنم و او مرد بزرگوار و كریمى است مرا مورد عفو خویش قرار دهد.

على علیه السلام همیشه به سپاهیان خود میفرمود كه دنبال دشمن فرارى نروید و مجروحین را مداوا نموده و با اسیران مدارا كنید،در جنگ جمل كه پیروزى یافت عایشه را محترمانه بمدینه فرستاد و عبد الله بن زبیر و مروان بن حكم را كه در بر پا كردن آن فتنه سهم قابل ملاحظه‏اى داشتند آزاد نمود.

على علیه السلام همه را از عطوفت و محبت خود بهره‏مند میكرد و بعفو و ترحم توصیه میفرمود و حتى در باره قاتل خود فرمود با او مدارا كنید و گرسنه و تشنه‏اش نگذارید.بارى چنین احساسات عالیه و عواطف بى نظیر فقط در قلب پاك آنحضرت میتواند جایگیر شود و چنانكه اختصارا اشاره گردید على علیه السلام در تمام ملكات نفسانى و سجایاى اخلاقى منحصر بفرد بوده است بدینجهت ابن ابى الحدید گوید:سبحان الله!یك فرد و اینهمه فضایل؟!توضیح و بیان شخصیت على علیه السلام بر هیچكس مقدور نیست و مطالبى كه طى چند فصل گذشته در مورد صفات عالیه آن بزرگوار نگاشته شده در خور فهم و ادراك ما است و الا باید گفت(عنقا شكار كس نشود دام باز چین) .در پایان این بخش به ابیاتى از قصیده ملا مهر على خویى كه در مدح على علیه السلام سروده جهت تأیید و تتمیم مطالب معروضه در فصول پیشین ذیلا اشاره میگردد :

1ـ ها على بشر كیف بشر 
ربه فیه تجلى و ظهر 
2ـ علة الكون و لولاه لما 
كان للعالم عین و اثر 
3ـ و له ابدع ما تعقله‏ 
من عقول و نفوس و صور 
4ـ فلك فى فلك فیه نجوم‏ 
صدف فى صدف فیه درر 
5ـ ما رمى رمیة الا و كفى‏ 
ما غزا غزوة الا و ظفر 
6ـ اغمد السیف متى قابله‏ 
كل من جرد سیفا و شهر 
7- اسد الله اذا صال و صاح‏ 
ابو الایتام اذا جاد و بر 
8ـ حبه مبدء خلد و نعم‏ 
بغضه منشاء نار و سقر 
9ـ هو فى الكل امام الكل‏ 
من ابو بكر و من كان عمر؟ 
10ـ لیس من اذنب یوما بامام‏ 
كیف من اشرك دهرا و كفر؟ 
11ـ كل من مات و لم یعرفه‏ 
موته موت حمار و بقر 
12ـ خصمه ابغضه الله و لو 
حمد الله و اثنى و شكر 
13ـ خله بشره الله و لو 
رب الخمر و غنى و فجر! 
14ـ من له صاحبة كالزهراء 
او سیل كشبیر و شبر 
15ـ عنه دیوان علوم و حكم‏ 
فیه طومار عظات و عبر 
16ـ بو تراب و كنوز العالم‏ 
عنده نحو سفال و مدر 
17ـ و هو النور و اما الشركاء 
كظلام و دخان و شرر 
18ـ ایها الخصم تذكر سندا 
متنه صح بنص و خبر 
19ـ اذ اتى احمد فى خم غدیر 
بعلى و على الرحل نبر 
20ـ قال من كنت انا مولاه‏ 
فعلى له مولا و مفر 
21ـ قبل تعیین وصى و وزیر 
هل ترى فات نبى و هجر؟ 
22ـ من اتى فیه نصوص بخصوص‏ 
هل باجماع عوام ینكر؟ 
23ـ آیة الله و هل یجحد من‏ 
خصه الله بآى و سور؟ 
24ـ وده اوجب ما فى القران‏ 
اوجب الله علینا و امر. 
25ـ مدعى حب على و عداه‏ 
مثل من انكر حقا و اقر.

ترجمه و معنى ابیات:

1ـبدان كه على بشر است،اما چگونه بشرى است؟بشرى است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمایان شده است.

2ـآنحضرت علت غائى آفرینش است كه اگر او نبود براى عالم واقعیت و اثرى نبود.(خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است)

3ـو آنچه را كه تو از عالم عقول و نفوس و صور(عوالم سه گانه خلقت كه در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال و ماده) تعقل و اندیشه كنى براى وجود او ابداع شده‏اند .

4ـفلكى است در داخل فلكى و داراى ستارگان است و صدفى است در داخل صدفى و داراى گوهرهاى درخشانى است(آنحضرت محاط در اوصاف پیغمبر اكرم است و ائمه دیگر هم از وجود او پدید آمده‏اند) .

5ـتیرى نینداخت جز اینكه آن تیر براى هلاك دشمن كافى شد و بجنگى وارد نشد جز اینكه از آن پیروز در آمد.

6ـتمام شمشیر كشان موقع مقابله با او(براى اینكه عرض اندام نكنند از ترس وى) شمشیر خود را غلاف میكردند.

7ـموقعیكه حمله میكرد و صیحه میزد شیر خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر یتیمان بود .

8ـمحبت و دوستى آنحضرت سر چشمه بهشت و نعمتهاى بهشت است و دشمنى او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.

9ـاو در تمام عالم پیشواى همه پس از رسول اكرم صلى الله علیه و آله است ابو بكر و عمر كیستند كه با او لاف برابرى زنند؟

10ـكسى كه یكروز هم مرتكب گناه شود شایسته امامت نیست پس چگونه شایسته آنمقام باشد كسى كه یك عمر در شرك و كفر بوده است(امام باید معصوم و منتخب از جانب خدا باشد) .

11ـهر كسى كه مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است(مانند زمان جاهلیت مرده و این سخن اشاره است بحدیث من مات و لم یعرف امام زمانه....) .

12ـدشمن آنحضرت مبغوض خدا است اگر چه خدا را ستایش كند و ثنا گوید و سپاسگزار باشد.

13ـدوست و محب او را از خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب خمر كرده و آواز خوانده و مرتكب فجور باشد.(البته این مطلب احتیاج بتوضیح دارد و چنین نیست كه هر كسى بهواى دوستى آنحضرت هر گونه فسق و فجورى را مرتكب شود و بعد هم در انتظار بهشت باشد،دوستى باید دو جانبه باشد كسى كه على علیه السلام را دوست دارد باید دید آیا آنجناب هم او را دوست دارد یا نه و مسلما على علیه السلام كسى را كه بر خلاف احكام خدا رفتار كند دوست نخواهد داشت بنا بر این محب حقیقى آنحضرت مرتكب فسق و فجور نشود و اگر هم در اثر نادانى چنین اعمالى را انجام دهد خداوند توفیق توبه باو میدهد و در نتیجه از كرده خود نادم و تائب گردد و خداوند غفور و رحیم نیز او را مورد آمرزش قرار دهد.)

14ـجز على كیست كه زوجه‏اى چون زهرا علیها السلام یا فرزندانى مانند حسین علیهما السلام داشته باشد؟

15ـدیوان علوم و حكمتها از آنحضرت است و طومار موعظه‏ها و پندها در نزد اوست.

16ـآنجناب خاك نشین بود و(اعتنائى بدنیا نداشت بطوریكه) گنجهاى عالم(شمش‏هاى طلا) در نزد او بمنزله سفال و كلوخ بود.

17ـو او نور خالص است و اما شركاى خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر میباشند.

18ـایكه مخالف امامت او هستى بیاد آر،سند آن روایتى را(در غدیر خم) كه متن آن بنابروایات و اخبار شما هم صحیح است.

19ـموقعیكه در غدیر خم پیغمبر صلى الله علیه و آله على را آورد بر جهاز شتران(عوض منبر) بالا رفت.ـو فرمود من بر هر كس از نفس او اولى بتصرف هستم این على بر او اولى بتصرف و پناهگاه است.

21ـهیچ پیغمبرى را دیده‏اى كه پیش از تعیین وصى و جانشین وفات یابد و یا هجرت كند؟

22ـكسى كه در شأن او نص‏ها و روایات مخصوصى آمده باشد آیا میتوان با اجماع مشتى عوام الناس منكر او شد؟

23ـعلى علیه السلام آیت عظماى خدا است آیا انكار كرده میشود كسى كه خداوند براى او آیه‏ها و سوره‏هائى اختصاص داده است؟

24ـدوستى آنحضرت واجب‏ترین امرى است كه در قرآن آمده و خداوند او را بما واجب فرموده است.

25ـكسیكه ادعاى دوستى آنحضرت و مخالفین او را دارد مانند كسى است كه حقى را انكار كند و هم بدان اقرار نماید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:07 ق.ظ
Very good information. Lucky me I found your site by accident
(stumbleupon). I have bookmarked it for later!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : حامد حسین زاده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :