تبلیغات
شجاع دلان - سخنى چند با اهل سنت
شجاع دلان
جمعه 10 شهریور 1391 :: نویسنده : حامد حسین زاده

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئك الذین هدیهم الله و اولئك هم اولو الالباب.

(سوره زمر آیه 18)

ما در این فصل از برادران محترم اهل سنت تقاضا مینمائیم كه ذهن خود را از هر گونه اندیشه و ایده‏اى خالى ساخته و سپس بحكم عقل و منطق مانند شخص بى طرفى به نحوه استدلالات ما كه در فصول مختلفه كتاب بدانها اشاره شده است توجه نموده و از روى عقل سلیم در اینمورد قضاوت فرمایند و چنانكه آیه شریفه فرماید (فیتبعون احسنه) اگر سخنان ما مورد پسند آنان واقع گردید آنها را بدون اعمال تعصب بپذیرند و یقینا میتوان گفت كه چنانچه حضرات سنیان تعصب خشگ و تقلید بیجا را كنار گذاشته و در رد و قبول مطالب عقل و منطق را جایگزین آن گردانند بطور حتم از مندرجات این كتاب با حسن نیت استقبال كرده و در افكار و عقاید خود تجدید نظر خواهند نمود و منظور نگارنده از شرح عقاید فریقین تشدید اختلاف و یا ایجاد تفرقه و پراكندگى میان مسلمین نیست بلكه هدف و مقصود اصلى توضیح و بیان حقیقت امر و راهنمائى و نصیحت برادران محترم است و در هر حال فریقین باید وحدت خود را در برابر ملل غیر اسلامى و غیر مذهبى كاملا حفظ نمایند كه از وصایاى پیغمبر اكرم حفظ و نگهدارى كلمة التوحید و توحید الكلمة است.

برادران عزیز:

در اینكه هر كسى باید معتقدات خود را محترم شمارد شكى نیست ولى باید دانست كه چه بسا برخى از معتقدات پایه علمى و منطقى نداشته و از دوران كودكى‏در اثر تربیت محیط خانواده و اجتماع در مغز اشخاص جایگزین میگردد و مسلما تغییر چنین افكارى در اثر عادت و استمرار كه براى انسان طبیعت ثانوى میباشد بآسانى صورت نگرفته بلكه مستلزم جهد و كوشش در كشف حقیقت و تحقیق و تتبع در ماهیت ایدئولوژى‏هاى مختلف و انتخاب منطقى‏ترین نظریات خواهد بود و در این راه باید هر گونه تعصب خشگ و غیر منطقى كه آدمى را از رسیدن بحقایق و واقعیات باز میدارد كنار گذارده شود.

بحث و تحقیق در باره امامت و خلافت اسلامى در این كتاب مخصوصا در فصول گذشته این بخش بقدرى كه كسالت آور نباشد بعمل آمد و تمام مطالب آن كه مورد استدلال ما بود از كتب معتبره اهل سنت روایت شد و از منابع تشیع چیزى نقل نگردید اكنون نیز بدون حب و بغض از شما مى‏پرسیم كه اگر بعقیده شما خلافت باید بشورا و اجماع گذارده شود پس چرا عمر را اجماع مسلمین خلیفه نكرد بلكه او بوصیت ابو بكر خلیفه شد؟

شما میفرمائید پیغمبر خلیفه‏اى تعیین نكرده بود و ابو بكر را اجماع مسلمین خلیفه نمود ما مى‏پرسیم چرا ابو بكر از پیغمبر تبعیت نكرد و خلافت را پس از خود بشورا واگذار ننمود؟

ابو بكر در نامه‏هاى خود مى‏نوشت از جانب ابو بكر خلیفه رسول خدا پس اگر پیغمبر خلیفه معین نكرده بود ابو بكر چرا خلافت خود را منسوب به پیغمبر میدانست؟

جریان انتخاب خلیفه پس از عمر بشكل تازه‏اى در آمد او خلافت را در شوراى شش نفرى محدود نمود و مخالفین از آنها را محكوم بقتل دانست.

اگر خلافت باجماع و شورا حاصل میشود باید همه مردم در آن شركت كنند تشكیل شوراى شش نفرى چه معنى داشت؟گذشته از این آراء اكثریت در هر شورائى معتبر و قابل اجراء است دیگر كشتن اقلیت و مخالفین یعنى چه؟

در فصول پیشین ثابت شد كه امامت منصب الهى است و امام را نمیتوان از طریق اجماع و شورا انتخاب نمود و چنانچه این امر باجماع هم واگذار میشد اجماع‏حقیقى فقط در باره خلافت على علیه السلام بوقوع پیوست كه عموم مردم برضایت و میل خود بخانه وى هجوم كرده و باصرار زیاد با آنحضرت بیعت نمودند چنانكه خودش فرماید:انبوه مردم چون یال كفتار بود و از فشار آنها دو طرف جامه و رداى من پاره شد.

رسول اكرم صلى الله علیه و آله موقع رحلت كاغذ و دواتى میخواست تا چیزى بنویسد عمر ضمن اهانت بآنحضرت گفت احتیاجى بوصیت نیست كتاب خدا ما را كافى است!

ما مى‏پرسیم اگر وصیت لازم نبود و كتاب خدا كافى بود پس وصیت ابو بكر و عمر در موقع وفاتشان بر خلاف این قول بود و معنى قرآن و علم آنرا كسى بهتر از على علیه السلام نمیدانست زیرا قرآن به پیغمبر نازل شده و آنحضرت نیز فرموده بود:انا مدینة العلم و على بابها فمن اراد العلم فلیات الباب (1) .

و باز از برادران محترم سنى مى‏پرسیم اگر شما براى امامت و خلافت منشاء الهى قائل نبوده و جانشین پیغمبر را معصوم و مؤید از جانب خدا نمیدانید در اینصورت خلفاى ثلاثه چه امتیازى بصحابه و مردم دیگر داشته‏اند كه اكنون نیز شما در صدد دفاع از آنها هستید و چه بسا علماى عامه از نظر سواد و معلومات بر خلفاء ترجیح دارند و یقینا سواد و معلومات فخر رازى و زمخشرى و ابن ابى الحدید و امثالهم در امور دینى خیلى بیشتر از عثمان و خلفاى دیگر بوده است و بطوریكه در فصل یكم این بخش گفته شد امام و جانشین پیغمبر رهبرى ملت اسلامى را باید در سه جهت«از لحاظ حكومتـبیان معارف و احكامـارشاد حیات معنوى) بعهده بگیرد و اگر كسى از جانب خدا پشتیبانى نشود و معصوم نباشد از انجام چنین مأموریتى عاجز و در مانده خواهد شد حتى صرف نظر از بیان معارف و احكام،و ارشاد حیات معنوى از نظر حكومت ظاهرى و حل و فصل اختلافات مردم نیز نخواهد توانست وظیفه‏اش را انجام دهد همچنانكه خلفاء نتوانستند و دست نیاز بدامن حلال‏مشكلات مرتضى على زدند و در هر مطلب بغرنج و معضلى از نظر صائب و واقع بین او استفاده كردند و بنا بنقل علماء و مورخین عامه عمر در 26 مورد گفت لو لا على لهلك عمر و همچنین در جنگهاى ایران و روم كه مضطرب و درمانده شده بود از على علیه السلام جویاى راه حل منطقى شد و آنحضرت او را ارشاد و هدایت نمود و بهمین سبب است كه خداوند فرماید:افمن یهدى الى الحق احق ان یتبع امن لا یهدى الا ان یهدى (2) ؟آیا كسى كه بسوى حق هدایت میكند براى متابعت سزاوار است یا آنكه خود راه را نمیداند تا اینكه هدایت شود؟

و جاى تعجب است كه ابن ابى الحدید با آنهمه تحقیق و تتبع،در مقدمه شرح نهج البلاغه گوید :الحمد لله الذى قدم المفضول على الافضل.سپاس خدایرا كه مفضول را بر افضل (ابو بكر را بر على) ترجیح داد و مقدم شمرد.در صورتیكه پاسخ این سخن در آیه مزبور داده شده است كه خداوند افضل را براى متابعت و پیروى سزاوار میداند نه مفضول را و این كلام ابن ابى الحدید نسبت ناروائى است كه او بساحت قدس حضرت احدیت داده است زیرا ترجیح و تقدم مفضول بر فاضل (چه رسد بر افضل) نه تنها بر خلاف حكمت الهى است حتى در میان مردم نیز چنین ترجیحى بر خلاف عقل و منطق شمرده میشود و این حزب سقیفه بود كه چنین تصمیمى را اتخاذ كرد و مفضول را بر افضل مقدم شمرد!

برادران سنى ما ملاحظه میفرمایند كه استدلالات ما همگى متكى بعقل و منطق بوده و مداركى هم كه براى اثبات مطالب خود در تمام فصول این كتاب ارائه میدهیم عموما مستند بكتب معتبره عامه میباشد و با اینكه در اینمورد كتب امامیه پر از دلائل محكم و متقن است مع الوصف براى جلوگیرى از هر گونه عذر و بهانه‏اى از نقل آنها صرف نظر نمودیم.البته حقیقت امر نزد محققین معلوم است و امروز حفظ صورت ظاهر براى صلاح اسلام و مسلمین است و رفتار خود على علیه السلام نیز با خلفاء بهمین نظر بوده است.

اگر خلافت ظاهرى باجتماع چند قبیله در سقیفه تحقق یافت باید دانست كه‏خلافت حقیقى الهیه یعنى ولایت منصب الهى است و على علیه السلام بولایت منصوب شده و باتفاق كل فرق اسلامى افضل و اعلم و اعدل و اشجع و اقضى و اتقاى كل صحابه بوده است همچنانكه شاعر گوید:

هو فى الكل امام الكل‏ 
من ابو بكر،و من كان عمر؟

پس لازم و واجب است كه عموم فرقه‏هاى اسلامى وصیت رسول اكرم صلى الله علیه و آله را در مورد قرآن و عترت خود كه فرمود:انى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى (3) جامه عمل بپوشانند و از تفرقه و پراكندگى در راه‏هاى مختلف خود دارى نموده و همگى بیك شاهراه اصلى و مستقیم كه ولایت ائمه معصومین علیهم السلام است قدم گذارند تا بسعادت دارین نائل گردند همچنانكه گفتار خداى تعالى شاهد و مؤید این مطلب است كه فرماید:و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبیله ذلكم وصیكم به لعلكم تتقون (4) .

و البته اینست راه راست من پس شما از آن متابعت كنید و راههاى دیگر را پیروى مكنید كه آن راهها شما را از راه حق متفرق سازد خداوند شما را براه خود سفارش كرد تا شاید پرهیزكار باشید.

نگارنده نیز در پایان این فصل به برادران اهل سنت گوید برادر جان:

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم‏ 
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 07:10 ق.ظ
Hi just wanted to give you a quick heads up and let you know
a few of the pictures aren't loading correctly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different web
browsers and both show the same results.
جمعه 13 مرداد 1396 09:53 ب.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads up.
The words in your article seem to be running off the screen in Chrome.

I'm not sure if this is a format issue or something to do with browser compatibility but I thought I'd post to
let you know. The style and design look great though!
Hope you get the issue fixed soon. Many thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : حامد حسین زاده
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :